شجرنامه، تاریخچه و ابنیه امامزاده

بازدید: 166

 شجرنامه حضرت امامزاده جعفر(ع) یزد

شجره نامه :

ابو جعفر محمد بن علی بن عبیدا … احمد بن علی العریضی ابن جعفربن محمد الصادق (ع) از جمله آن ستارگان فروزان آسمان امامت است که تقدیر الهی براین قرار گرفت که دریزد رحل اقامت افکند و ماندگاراین دیار شود .

علی ‌بن جعفر ، کوچکترین فرزندامام صادق (ع) ساکن روستای عریضی در صومه مدینه بود اما بر او و اولادش چه گذشت که آواره قراء و امصار دور و نزدیک شدند و نواده اش به مرکز ایران رسید ،‌ حافظه تاریخ چندان چیزی به یاد ندارد و تنها این مورد معلوم و مسلم است که او در اواخر قرن چهارم هجری به‌ صورت ناشناس و در هیئت درویشان به این شهروارد شد و چندی برای گذران معاش به شاگردی آهنگری رفت تا اینکه بر اثر خواب حاکم یزد « امیراوجش » شناخته شد  .

و از آن پس مورد احترام و اکرام ساکنین مردم مهماندوست این ولایت قرار گرفت پس از آن سالیانی به عزت و عافیت زیست و فرزندان و نوادگانی از خود به جای گذاشت تا اینکه در ششم محرم سال ۴۲۴ هجری قمری مرغ جانش به ملکوت اعلی پرکشید و در مزار تازیان که محلی در اوج تقدس و تبرک بود مدفون گردید .

حضرت ابو جعفر محمد (ع) اولین فرد از سلسله سادات است که گذارش به یزد افتاد و در این شهر رحل اقامت افکند .

ابو جعفر محمّد (ع) که نسبش با چهار واسطه به امام جعفر صادق (ع) می ‌رسد ، حدود سال ۳۵۰ ه . ق پا به عرصه وجود گذاشت و دنیایی از خیرو برکت با خود به ارمغان آورد .

در مورد محلّ تولّد و زیستگاه وی در تاریخ ، سخنی به میان نیامده ،‌ بلکه در میان اجداد او تنها به محل تولّد و زندگی علی بن جعفر ، کوچک ترین فرزند امام صادق و جدّ چهارم وی ، اشاره شده که روستای ( عُریض ) در چهار مایلی مدینه ، محل سکونت او و فرزندانش بوده است و به همین سبب ، سلسله فرزندان او را « سادات عُریضی » نامیده اند .

در مورد علی عریضی نقل شده که او مردی صالح و پرهیزکار بودو به امامت برادرش موسی‌ بن جعفر (ع) اعتقاد راسخ داشت .

 ماجرای هجرت

امامزاده جعفربه دلایلی از جمله : گریز از دست ظالمانی که او را تعقیب می‌ کردند ، نسب نامه و شجره نامه خود را که معّرف سیادت وی بود ، در میان چوبی که بر سر ظرف آب می ‌گذاشتند پنهان نموده و لباس درویشان و فقیران پوشید تاوی رانشناسند و از بغداد راهی یزد شد .

نوشته اند در زمان ورود امامزاده جعفر (ع) به یزد ، امیری پاک ضمیر به نام « اوجش » از جانب آل بویه به یزد آمد و قدری حکومت او عادلانه و رفتارش منصفانه بود که یزدیان مبالغه را درحقّ او به حدی رسانیده اند که گویا او را صاحب مکاشفه ، بلکه کرامت و خوارق عادت شمرده اند ، وی حکومت مستقّلی داشت که با اختیارات تامّه مدت درازی در یزد فرمانروایی کرد . وی به رغم عبّاسیان ، دوستدار آل علی بود .

 ورود به یزد

نوشته اند : وقتی پاره تن پیامبر به یزد رسید ، شهری که آن قدر برایش غریب بود که حتی از معّرفی خود بیمناک بود ، سرانجام پس از چند روز حیرانی و سرگردانی در کوچه های شهر یزد به یک مغازه آهنگری مراجعه و تقاضای کار نمود . استاد آهنگر او را به شاگردی پذیرفت و چون دمیدن در کوره آهنگری کاری دشوار و کم اجرت بود و کمتر کسی تن به این کار مشقّت بار می داد ، ولی او مجبور شد به همان اجرت کم و کار سخت بسنده کند .

 رویای صادقه

چند روزی از حضور ابو جعفر در کارگاه آهنگری نمی‌ گذشت که « امیر اوجش » ، حاکم شهر ، شبی ذات اقدس حضرت ختمی مرتبت را در خواب دید که به او فرمودند : یکی از فرزندان من به دیار تو آمده و تقدیر او این است که دراین سرزمین بماند و از او فرزندانی به وجود آید که موجب خیرو برکت این خطّه گردد .

 حاکم که او را مردی پارسا و پرهیزکار توصیف کرده اند ، صبحدم در شهر به جستجو پرداخت شاید او را بیابد ، لکن راه به جایی نبرد . تا اینکه شبی ، باز رسول خدا را در خواب دید که محل کار ابو جعفر محمد (ع) را مشخص کردند .

این مرتبه ، حاکم با هدایت پیامبر به زودی او را یافت . اما در برخورد اول با انکار ابو جعفر مواجه شد ، زیرا وی بیم آن داشت اگر به درستی شناخته شود ، جانش در خطر بیفتد ، بویژه که با حضورچند روزه اش در شهر دریافته بود که مردم این دیار عموماً از اهل سنّت هستند و چه بسا که اگر او را بشناسند ، مورد آزار و اذیت قرار گیرد .

 وقتی حاکم ، رویای خود را باز گفت ، ابو جعفر اطمینان پید اکرد که از طرف جدّش رسول خدا مورد مرحمت قرار گرفته و حاکم درصدد حمایت از اوست ، خود را معّرفی کرد و شجره نامه ‌اش را باز کرد و بر حاکم عرضه نمود .

در این هنگام امیر ، که دلی پاک و سرشار از محبّت پیامبر داشت ، برسرو روی او بوسه زد و مطمئن شد که پیش روی بزرگ مردی از تبار رسول خداست دید چه سعادتی از این بالاتر که او را خدمت کند و تفقّد نماید از این رو دستور داد او را محترمانه به سرای خویش آوردند و خلعت بخشید و محل سکونتی درخور برای وی فراهم کرد ، ابو جعفر منزلی در همان کوچه آهنگری برگزید و از آن پس کوچه حسینیان نامیده شد ، سپس امیر اوجش امر کرد خانه کوچه حسینیان را آماده نموده و روز دیگر دخترش را به عقد او در آورده و زندگی شایسته ای برای وی مهیا کرد . بعدها روستای « فهرج » و « طزرجان » یکی درحوزه شهر و دیگری در ییلاق و کوهستان بدو بخشید که بجز تامین مخارج ، ابو جعفر احساس کند که دیگر غریب این دیار نیست .

از آن پس کوچه حسینیان ، تنها یک کوچه عادی در محله یوزداران نبود ، بلکه مردم این محلّات بر دیگرمحلّات فخرو مباهات داشتند که گوهر وجود ابوجعفررا دربرگرفته اند .

 فرزندان

حاصل پیوند مبارک ابو جعفر محمّد (ع) با دختر امیر اوجش برابر نقل تواریخ سه پسر است که از این سه بزرگوار هزاران نقر از اولاد پیغمبر در یزد و سایر بلاد مملکت ایران زندگی می‌ کنند . پسرانشان به نام های محمد ، عبیدالله و علی بوده اند و بعضی از نوادگان این سه میوه باغ رسالت دارای گنبد و بارگاه بوده قبورشان در ایام سال مورد توجه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت است که مشهور ترین آنها عبارتند ا ز:

۱ – سید رکن الدین محمّد

۲ – سید شمس الّدین محمد بن سید رکن الدین

۳ – سید امیرصفی الدّین

۴ – سید امیر وجیه الدین فضل ا ….

۵ – امیر محمّد جعفر مفتی

۶ – میرزا رفیع الدّین فرزند وجیه الدین فضل ا …

۷ – میرزا محمّدغنی

۸ –  میرزا ابوجعفرعریضی

۹ – محسن بن علی بن محمّد

۱۰ –  نوح بن محسن

۱۱ – سید جلال الدّین حسین

۱۲ – نظام الدّین علی

۱۳ – سید قطب الدّین مجتبی

 غروب آفتاب عمر ابوجعفر

با توجه به اینکه ورود ابوجعفربه یزد به درستی معلوم نیست ، چنین به نظر می رسد که وی شاید حدود ۴۰ سال در یزد مقام داشت و شهرتی در این مدت به هم زد که نه تنها در زمان خودش ، بلکه نام نیکش برای همیشه تاریخ با نام یزد عجین شد .

هر موجودی در این دنیای پهناور روزی باید به حکم تقدیر الهی ترک این سرای ناپایدار کند و حضرت ابو جعفر از این قاعده مستثنی نبود . روزی که مورخین آن را ششم محرم ۴۲۴ ق ذکر کرده اند ، مرغ جانش از قفس تن پرواز کرد و در محل فعلی به خاک سپرده شد .

 آری آنچه با گذشت ۱۰ قرن همچنان ثابت ، محکم و روشن است ، قبر مطهر بزرگ مردی از تبار رسول ا … است که مردم دیار دارالعباده یزد به دورش گرد آمده و از برکت وجودش بهره ها برده اند و عروس کویر ۱۰۰۰ سال است که آن را همچون نگین گرانبهایی در بر گرفته و از این گوهر ثمین پاسداری می ‌کند .

ابنیه آستان حضرت امامزاده جعفر (ع) یزد

 این بنا در محله « مصلی عتیق » شهر یزد قرار دارد . در کتاب یادگارهای یزد آمده است؛ امامزاده جعفر(ع) ، نسبتشان به امام جعفر صادق (ع) می رسد . قدیمی ترین قسمت این زیارتگاه که امروزه توسعه یافته است ، حرم مطهر و گنبد آن است .

کاشیکاری گنبد مزار – با کاشی های منقوش سفید و لاجوردی – متعلق به سال های اخیر است . این بنا دارای چهار صحن است و فقط صحن ورودی آن قدیمی است و صحن های شمالی ، جنوبی و شرقی آن کاملاً باز سازی شده است . همچنین بر مزار ایوان صحن شرقی ، دو گلدسته بلند الحاق شده است . نقشه این بنا ، مربع شکل است و در وسط آن ضریح به چشم می خورد در چهار طرف حرم ، شبستان هایی قرار دارد که محل دفن اموات است .